|
خاک تلخ
|
||
هیچ وقت نیومدم اینجا از دلتنگیهایی بگم که تا آخر دنیا تموم نمی شن . . . همیشه یه جایی توی روح منن و گاهی برای رهایی به من مشت می کوبن . . .
از دوستانی که اول قدم به قدم دور شدن و بعد انگار یواشکی چمدونشون رو بستن و رفتم به دورترین جای دنیا . . .
از اونایی که اومدن و نرفتن و . . .
یا از تمام کسایی که خیال کردن من از دنیای اونها پا به فرار گذاشتم . . . در حالی که من دو قدم دور تر از اونها برای رفتنم اشک می ریختم . . .
از صداهایی که منو تا ابد دنبال خودشون می کشونن بدون اینکه بدونن . . .
از روزها و ماه ها و سالهایی که فقط برای من معنی پیدا می کنن . . .
از سکوتهایی که مجنونم می کنن . . .
از دلم که زیاد ، خیلی زیاد تنگ می شه . . .
از اون درد هایی که می گن هر آدمی بالاخره یه جورشو توی زندگیش داره . . .
از گره های کوری که نمی تونم بازشون کنم . . .
از معجزه هایی که توی دستهای اونن ولی بهم نمی ده ،حتی با هزار التماس . . .
از بازی کردن با معنی عمیق تمام این " تو " ها . . .
از " کجایی ؟" های نپرسیده ی توی قلبم . . .
گاهی حسودیم میشه وقتی گذرم به وبلاگهایی می افته که بی پرده حرفاشون رو می زنن . . .ولی من نمی تونم . . .
دلم گرفته . . .
.
.
اشک امانم نمی دهد . . .
دور یا نزدیک
روزهایم را ساده می کند
مثل آفتاب سر به زیر ظهرهای زمستان
. . .
وقتی خوب میدانم
خسته از تمام راه های دنیا
به آغوش تو می رسم . . .
- این روزها که اینجا انگار از هر وقت دیگه ای تند تر به روز می شه و از همیشه ی عمرش خلوت تره برام عجیب و کمی غم انگیزن . . . گاهی با خودم فکر می کنم ببندمش و نوشته هام بمونه برای خود خودم توی دفتر سفیدی که تازه خریدمش ٬ ولی فعلا که نتونستم . . . شاید یه روزی بشه . . . شاید . . .
می شود برای همیشه تنها تو قهرمان من باشی . . .؟! . . .
-من بودم ! ببخشید !دلم . . .
دیشب خواب دیده ام . . . . . . خوابت را . . .
که هیچ رهگذری
سراغت را نمی گیرد از من
که هیچ کس
مرا با نام تو نمی شناسد . . .
. . .
غربت من در این شهر
بغضیست که بی اجازه ی تو نمی بارد . . .
- اجازه نمی دهی ؟ . . .
تنها برای تو . . .
که با خنده ام
می خندی
می خندی . . .
. . .
دلم از همه ی همه ی دنیا گرفته و هیچ حرفی ندارم . . . هیچی . . .
عقربه های ساعت را خواب کرده است . . .
و من
از این روزهای بی حجم سر می روم . . .
- یک !
صدایت قصه ی پاییز است . . .
بارانی . . .
غریب . . .
ناگفتنی . . .
.
.
.
بارون . . .
شکستن سکوت تمام دلتنگی های دنیاست . . .
|
|